روایت مادر علیرضا صبوری از مجروح شدن پسرش در ۲۵ خرداد: ۳۶ باتوم به جرم حمایت از مردم

عکس

مادر علیرضا صبوری، جوان ۲۲ ساله ای که در حوادث پس از انتخابات ۸۸ با اصابت گلوله به سرش زخمی شده بود، اینک سکوتش را شکست و از چگونگی زخمی شدن فرزندش در راهپیمایی ۲۵ خرداد، تا چگونه جان باختن او سخن گفت.

عکس

عکس

به گزارش سرخسبز، مادر علیرضا صبوری طی یک گفتگوی تلفنی از ایران می گوید: ما اینجا در آب و آتش زندگی می کنیم. پسرم خیلی مظلوم بود…در روز راهپیمایی وقتی در خیابان زخمی ها را دید، شال دور گردن خودش را را بست به پای یکی از زخمی ها که افتاده بود گوشه ی خیابان و ناله می کرد، اما وقتی دستش را بالا برد و به دوستش گفت بیا، گلوله ای به پیشانی اش شلیک شد. 

اوی می گوید که بر اساس گفته های پزشکان، ۳۶ ضربه باتوم به علیرضا زده بودند و زمانی که علیرضا به بیمارستان منتقل شده بود، تمام لباس هایش خونین و به بدن او چسبیده بود.

علیرضا صبوری بعد از مجروح شدن به مدت ۴۵ روز گم شده بود پس از آنکه خانواده اش موفق به جراحی او در ایران شدند به ناگزیر کشور را ترک کرد و مدت یک سال با مادرش در ترکیه زندگی کرد که پس از علیرضا صبوری به آمریکا پناهنده شد اما پس از هشت ماه آنجا در تنهایی جانش را از دست داد و سرانجام پیکرش در آلمان و در شهری که بستگان دیگرش آنجا حضور داشتند به خاک سپرده شد. 

علیرضا صبوری میاندهی یکی از آن معترضان راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸ بود که حوالی میدان آزادی، روبه روی پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و سرانجام پس از دریافت پناهندگی از آمریکا در آبان ماه ۱۳۹۰ در شهر بوستن در گذشت. 

پیش از این یک بار نازآفرین صبوری خواهر علیرضا صبوری در گفتگویی گفته بود: « برادرم مثل خیلی از جوانان دیگر از نابسامانی های جامعه رنج می برد برای همین به خیابان رفت تا اعتراض کند، اما دو سال دربه دری و بیماری و زجر و بدبختی کشید و در نهایت شهید شد.» 

عکس

مادر علیرضا صبوری در گفتگویی تلفنی با سرخ سبز، سکوت هفت ماهه ی خود را شکست حکایت دردناک زندگی یک جوان معترض ایرانی را از زمانی که زخمی شد تا زمانی که جان باخت، باز گو کرد و در این گفتگو در مورد وضعیت دشوار زندگی یک جوان زخمی در فضای امنیتی داخل ایران نیز پرده برداشت

About sarzaminmadari
من یک ایرانی من یک انسان من یک آزاده که به دنبال ایرانی آزاد و انسانیت و آزادی بودم و هستم. و بیزار از خشونت و مردم فریبی و فشار آوردن بر انسانهای بیگناه . آری من یک ایرانی که به ایرانی بودن خود افتخار و به میهن خود عشق میورزم. و با این امید زنده هستم که روزی فرابرسد که نتنها هیچ ایرانی بلکه همه مردم دنیا بدور از ظلم و ستم جابرین و خون خواران بتوانند مسیر زندگی خود و روش پرستیدن خدای خویش را بدون هیچ ترسی انتخاب کنند. پس فقط برای ان روز و به امید ان روز

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: