خودداری دوباره عبدالفتاح سلطانی از انتقال به بیمارستان با دستبند

عبدالفتاح سلطانی، در حالی که مسئولان زندان اوین برای اعزام او به بیمارستان قصد استفاده از دستبند را داشتند از این کار خودداری کرد.

به گزارش کلمه، عبدالفتاح سلطانی، روز گذشته و برای چندمین بار در حالی که مسئولان زندان اوین برای اعزام او به بیمارستان قصد استفاده از دستبند را داشتند از این کار خودداری کرده و حاضر به اعزام به بیمارستان با دستبند نشد.

دو هفته ی پیش نیز مائده  سلطانی، فرزند این زندانی سیاسی خبر داده بود که ماموران قصد داشته‌اند پدرش را با دستبند به بیمارستان منتقل کنند که با اعتراض او روبه‌رو می‌شوند. بیماری کم خونی شدید که در حال شدت گرفتن است همه را نگران کرده است.

حکم ۱۳ سال حبس تعزیری عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری محبوس دربند ۳۵۰ اوین هفته ی گذشته توسط دادگاه تجدید نظر تایید شده بود.

دختر این فعال حقوق بشر در گفتگو با کلمه با گفته بود: افرادی را سراغ پدرم می فرستند که او علیه کانون مدافعین حقوق بشر صحبت کند و یا اینکه علیه خانم عبادی حرف بزند. بارها فرستاده هایی رفته اند تا پدرم را راضی کنند.

مائده سلطانی در ادامه افزوده بود: پدر من هم هربار به آن ها گفته است که من به هیچ عنوان این کار را نمی کنم برای من هم مهم نیست چه حکمی صادر می شود ولی من هیچ موقع خلاف فعالیت های گذشته ام حرف دروغ نخواهم زد. و البته مادرم را هم در پیگیری هایی که در مورد پرونده پدرم داشته به صورت شفاهی تهدید می کنند و مثلا می گویند که “راهش” را به شما گفتیم و منظور از “راه” مثلا این است که “توبه نامه” بنویسید.

عبدالفتاح سلطانی که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی را بر عهده داشته متهم به “تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر، اجتماع و تبانی علیه نظام” و “تحصیل مال حرام” شده است.

او که از تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ در زندان اوین به سر می‌برد با حکم بدوی که اواسط اسفند ماه از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شد به ۱۸ سال حبس، تبعید به برازجان و همچنین به ۲۰ سال محرومیت از حرفه وکالت محکوم شده بود.

عبدالفتاح سلطانی در طول فعالیت‌های حقوقی و حقوق بشری خود و پیش از ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ سه بار در زندان بوده و ماه‌های طولانی از مدت حبس خود را در انفرادی گذرانده است.

About sarzaminmadari
من یک ایرانی من یک انسان من یک آزاده که به دنبال ایرانی آزاد و انسانیت و آزادی بودم و هستم. و بیزار از خشونت و مردم فریبی و فشار آوردن بر انسانهای بیگناه . آری من یک ایرانی که به ایرانی بودن خود افتخار و به میهن خود عشق میورزم. و با این امید زنده هستم که روزی فرابرسد که نتنها هیچ ایرانی بلکه همه مردم دنیا بدور از ظلم و ستم جابرین و خون خواران بتوانند مسیر زندگی خود و روش پرستیدن خدای خویش را بدون هیچ ترسی انتخاب کنند. پس فقط برای ان روز و به امید ان روز

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: