لیلا حاتمی؛ نماد ادب ایرانی در برابر حاکمان بی‌ادب….. ادب مرد به زد دولت اوست

لیلا حاتمی؛ نماد ادب ایرانی در برابر حاکمان بی‌ادب..... ادب مرد به زد دولت اوست

در زمانه‌ی تمامیت‌خواهی حاکمان بی‌ادب و خشونت پیشه در ایران، بانویی از متن جامعه مدنی از فرانسه، نشان هنر و ادب می‌گیرد. لیلا حاتمی، بازیگر کمیاب سینمای ایران در هنگامه‌ای که کشور در معرض تهدیدها و حریم‌های فزاینده‌اند، مایه‌ی فخر و سربلندی دوباره‌ی ایرانیان می‌شود.

چنان‌که سفارت فرانسه در ایران خبر داده، پنجشنبه ۲۹ تیرماه ۱۳۹۱ نشان «هنر و ادب» فرانسه توسط سفیر این کشور در ایران و از طرف وزیر فرهنگ و ارتباطات به لیلا حاتمی اعطا شد. این نشان ـ چنان‌که سفارت فرانسه صریح کرده ـ به‌خاطر خلاقیت هنری یا ادبی و یا به‌خاطر مشارکت در تلألوی هنر و ادب در فرانسه و در جهان به هنرمندان اعطا می‌شود.

فرزند خانواده‌ی فرهنگی ـ هنری (علی حاتمی و زری خوشکام)، در طول عمر بازیگری‌اش، نماد برجسته‌ای از درآمیختن بازیگری با ادب و قضائل اخلاقی بوده است؛ و از این فراتر، هنرمندی در کنار مردمان روزگارش. هنوز صدای آرام و توام با متانت و بغض وی در همایش «موج سوم» (کمپین دعوت از سیدمحمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دهم) در پاییز ۱۳۸۷ در گوش و خاطر بسیاری مانده است؛ او با بغضی که اجازه نداد سخن او کامل شود، از خاتمی «خواهش» کرد نامزد انتخابات شود: «نامزدی مصمم به اندازه‌ی ایمانش»؛ نامزد شود «به‌خاطر بچه‌های کوچک و کسانی که دوست ندارند سرزمین‌شان را ترک کنند…»

لیلا حاتمی با همان متانت و حجب و آرامش خاص خود، در تمام روزهای سخت پس از کودتای انتخابای ۱۳۸۸ در کنار مردم معترض و جنبش سبز ماند. شال و لباس سبز وی، اینجا و آنجا، خاری شد در چشم کسانی که او را در این هیأت و سیما نمی‌پسندیدند.

مستقل از این، حضور وی با لباس سبزرنگ روی فرش قرمز کن ۲۰۱۲، برای حامیان کودتا و خودکامگی، کم آزاردهنده نبود. لیلا حاتمی در مراسم پایانی جشنواره کن، جایزه بهترین فیلم را اهدا کرد؛ لباس بلند و پوشیده‌ی وی در این مراسم از سوی برخی ناظران، یکی از ده پوشش برتر مراسم اختتامیه ارزیابی شد.

چند هفته پیش بود که یک مقام ارشد پلیس سرانجام سکوت را شکست؛ معاون فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از نحوه پوشش لیلا حاتمی در جشنواره کن به‌شدت انتقاد کرد و گفت: «ما به وضع فعلی سینما معترض هستیم و این قابل تحمل نیست… اینکه هنرپیشه زنی در جشنواره کن و یا دیگر جشنواره‌ها با یک لباس بد و مستهجن و حجاب نامناسب ظاهر شود و با مردم نامحرم دست بدهد، الگو می‌شود و این رفتار کجای انقلابی است که ما انجام داده‌ایم؟»

فرمانده‌ی ارشد پلیس جمهوری اسلامی خشم خود را از جایگاه بین‌المللی یک هنرمند مستقل، و محبوبیت اجتماعی و جایگاه لیلا حاتمی در میان شهروندان ـ به‌ویژه طبقه متوسط مدرن ـ متوجه وجوهی ساخت که البته کمتر کسی از دلیل اصلی‌اش غافل بود.

ملاحظات معنادار سیمین

لیلا حاتمی، «سیمین» فیلم فرهادی، در افتخار کسب اسکار برای ایران شریک شد. او در گفت‌وگو با سی‌.ان.‌ان درباره‌ی واکنش «سیاست‌مداران و قدرتمندان ایران» و در پاسخ به این پرسش که «آیا آنها نیز از این جایزه خوشحال هستند؟» گفت: «من این خوشحالی را برای همه مردم ایران تصور می کنم.»

وی همچنین در مصاحبه با یورونیوز در مورد مقوله‌ی سانسور در سینمای ایران می‌گوید: «سینماگرهای ایرانی از اول عادت دارند به کار در این محیط را دارند. همیشه با محدودیت‌هایی که به‌خاطر سانسور و اتفاقات سیاسی که همیشه بر تصمیم گیری‌های سینمایی تاثیر می‌گذاشت، مواجه بوده‌اند. این پدیده جدیدی نیست و سینماگرهای ایرانی از اول با این روش کار کرده‌اند. بعضی از دوره‌ها، فشارها سخت‌تر می‌شود و بعضی دوره‌ها راحت‌تر. به‌هرحال چیزی که سینماگرهای ایرانی می‌شناسند، همین است که با ترفندهایی که شاید خیلی وقت‌ها موجب خلاقیت بیشتری هم بشود، بتوانند این محدودیت‌ها را پشت سر بگذارند و بر آن چیره شوند.»

لیلای سینمای ایران در پاسخ به این سئوال که «آیا شما توصیه‌ای برای کشورتان در مورد آزادی بیان هنری دارید؟» بار دیگر کنار مردمان آگاه و حق‌جوی ایران می‌ایستد و می‌گوید: «توصیه خاصی ندارم؛ ایمان دارم که مردم کشورم انسان های باذکاوتی هستند و خیلی خوب می‌توانند احساسات هنری‌شان را بیان کنند.»

وی که چندی پیش به‌عنوان داور جشنواره فیلم مراکش در این کشور حضور یافته بود، در مصاحبه‌ای در مورد موضوع مهاجرت ایرانیان، ضمن نقد تلویحی وضع کنونی کشور، گفت: «اگر برای این افراد انتخابی بهتر از ترک ایران وجود داشت، هرگز اقدام به مهاجرت نمی‌کردند.»

لیلا حاتمی که ازجمله بی‌حاشیه‌ترین بازیگران زن سینمای ایران محسوب می‌شود، در کنار همسر هنرمندش (علی مصفا)، سالهاست به‌دلیل حمایت از اصلاحات و همراهی با دموکراتیزاسیون و مطالبات دموکراتیک ایرانیان مغضوب دشمنان آزادی‌اند. آبان ۱۳۸۷، پس از سخنان کوتاه اما بس تاثیرگذار لیلا حاتمی در همایش پیش گفته (موج سوم) بود که «کافه آنتراکت» و سینما جمهوری در آتش سوختند؛ مدیریت این پاتوق‌های روشنفکری و فرهنگی با لیلا حاتمی و علی مصفا بود. دلیل و علت آتش‌سوزی ـ چنان‌که انتظار می‌رفت ـ مشخص نشد؛ علی مصفا اما تاکید کرد درصورتی‌که ثابت شود این حادثه عمدی و حامل پیام‌های سیاسی بوده باشد، او و همسرش، براساس «کاری که فکر می‌کنند درست است، عمل می‌کنند.» آنها پا پس نکشیدند.

لیلا حاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ همان‌جایی ایستاد که انتظار می‌رفت؛ او کنار پیامی ایستاد که میرحسین موسوی با صدای بلند تبلیغ‌اش می‌کرد: «ادب مرد به ز دولت اوست.»

لیلا حاتمی ـ که دغدغه‌دار فردای کودکان ایران و اخلاق و فرهنگ و هنر و ادب سرزمین‌اش بود ـ همراه میرحسین شد که می‌گفت: «من به تمنای قدرت نیامده‌ام؛ من سکوت بیست ساله خود را نشکسته‌ام که به هر ترتیب و با هر روشی رییس‌جمهور بشوم؛ من احساس خطر کردم که کشور دچار بی‌اخلاقی شده، دچار فقر اخلاقی و مادی شده، دچار مدیریت غیرعقلانی شده است. من برای حفظ کرامت انسان و رعایت ارزش‌های اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار کذب، شفافیت فعالیت‌های حکمران‌ها و خلاصه پیشرفت و توسعه پا به این عرصه دشوار نهادم… کسانی که می‌خواهند رییس‌جمهور شوند، باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند…»

اینک، در زمانه‌ای که ادبیات محمود احمدی‌نژاد، رییس قوه مجریه‌ی برآمده از کودتای انتخاباتی، غروری برنمی‌انگیزد و نسبتی با وزانت و متانت و ادب و زبان در خور یک رییس جمهور ندارد؛ و در هنگامه‌ای که لمپنیسم و شارلاتانیسم سیاسی و دروغ‌گویی و تحریف حقیقت و طرح تهمت و ناروا علیه شهروندان به سکه‌ی رایج حاکمان اقتدارگرا مبدل شده و با کمال تأسف در گوشه گوشه‌ی ساخت قدرت، رسوخ کرده؛ لیلا حاتمی «ادب و هنر ایرانی» را به رخ جهانیان می‌کشد. وی که مادر دو فرزند است، تفاوت‌های فرهنگی جامعه مدنی ایران را با حاکمیت اقتدارگرا و سرکوبگر و خشونت پیشه، بی‌ هیچ هیاهو، توضیح می‌دهد.

درست زمانی‌که شایعه‌ی ممنوع الخروج کردن این بازیگر فرهیخته‌ی سینمای ایران، در محافل سیاسی و مطبوعاتی می‌پیچد، سفیر فرانسه در ایران به او نشان ادب و هنر اعطا می‌کند. ایرانیان سرافکنده از حاکمان تندخو و ادب‌گریز، به مفاخر هنری مودبی چون لیلا حاتمی، بار دیگر سربلند و مفتخر می‌شوند. جامعه مدنی ایران زنده است و امیدواری‌ها به آینده، کم نیست.

About sarzaminmadari
من یک ایرانی من یک انسان من یک آزاده که به دنبال ایرانی آزاد و انسانیت و آزادی بودم و هستم. و بیزار از خشونت و مردم فریبی و فشار آوردن بر انسانهای بیگناه . آری من یک ایرانی که به ایرانی بودن خود افتخار و به میهن خود عشق میورزم. و با این امید زنده هستم که روزی فرابرسد که نتنها هیچ ایرانی بلکه همه مردم دنیا بدور از ظلم و ستم جابرین و خون خواران بتوانند مسیر زندگی خود و روش پرستیدن خدای خویش را بدون هیچ ترسی انتخاب کنند. پس فقط برای ان روز و به امید ان روز

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: